متن سؤال:

چرا خدا انسان را به دلیل خوردن یک سیب از بهشت اخراج می کند و بعد یک لشکر پیامبر می فرستد و میلیون ها نفر را به کشتن می دهد تا همان انسان را قانع کند که برگردد به بهشت! آیا خنده دار به نظر نمی رسد؟


تعداد بازدید: 371    دسته بندی: آدم علیه السلام         
پاسخ:

هر کسی که هدف از آفرینش انسان را به درستی نشناسد و به تفاوت بین تکامل طبیعی و تکامل اختیاری انسان توجه نداشته باشد، گرفتار شگفتی و حیرت خواهد ماند. در واقع، خدای حکیم حضرت آدم × را به زمین فرستاد تا آزموده شود و با اختیار خودش به بندگی خدا بپردازد و به تکامل آگاهانه برسد. میلیون ها و بلکه میلیاردها نفر با پیروی از دستورات پیامبران الهی و اطاعت خدا بهشتی می شوند. و به این ترتیب فعل خدای حکیم گزاف نیست و حکیمانه است و بلکه جای تحسین دارد و سزاوار است که گفته شود: فتبارک الله احسن الخالقین.(1) برای توضیح بیشتر به نکته‌های ذیل توجه بفرمایید: 1. تکامل طبیعی مانند رشد دانه‌ای است که در زمین افشانده می شود و کم کم جوانه می زند و تبدیل به مثلا سیب می شود. و این رشد به طور طبیعی و بدون اختیار دانه حاصل می گردد. 2. تکامل اختیاری در مواردی است که آگاهی و اختیار وجود دارد به عنوان مثال انسانی که با رنج و فعالیت ثروتی به دست آورده است اگر بخل بورزد و به هیچ کس کمکی نکند، رشد نمی کند و اگر با اراده و انتخاب خودش ایثارگری کند و به نیازمندان مدد برساند، رشد می کند و کمالات اخلاقی خودش را شکوفا می سازد و ... 3. تفاوت انسان اخراج شده از بهشت با انسان بازگشته به بهشت در رشد و تعالی او به خاطر انتخابهای او در این دنیا است. انسان تا وارد دنیا نشود و گرفتار انواع امتحانات نگردد و آگاهانه عبادت خدا را بر گناه و اطاعت شیطان ترجیح ندهد، به تکامل اختیاری نخواهد رسید. پس ورود به دنیا، راه دستیابی به هدف زندگی است. 4. اگر بپرسید چرا خدا از آغاز انسان را كامل نيافريد؟ پاسخ همان است که یکی از اندیشمندان نوشته است: سرچشمه اين ايراد غفلت از اين نكته است كه شاخه اصلى تكامل، «تكامل اختيارى» است، و به تعبير ديگر تكامل آن است كه انسان راه را با پاى خود و اراده و تصميم خويش بپيمايد، اگر دست او را بگيرند و بزور ببرند نه افتخار است و نه تكامل، فى المثل اگر انسان، يك ريال از مال خود را با تصميم و اراده خويش انفاق كند به همان نسبت راه كمال اخلاقى پيموده، در حالى كه اگر ميليونها از ثروت او را به اجبار بردارند و انفاق كنند، حتى يك گام هم در اين راه پيش نرفته است، و لذا در آيات مختلف قرآن مجيد به اين واقعيت تصريح شده كه اگر خدا مى‌خواست همه مردم به اجبار ايمان مى‌آوردند ولى اين ايمان براى آنها سودى نداشت ﴿وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً﴾ (2) و (3) 5. باز اگر پرسیده شود: چرا خدا مردم را آزمايش مى‌كند؟ پاسخ این است: در زمينه مسأله آزمايش الهى بحث فراوان است، نخستين سؤالى كه به ذهن مى‌رسد اين است كه مگر آزمايش براى اين نيست كه اشخاص يا چيزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسيم و از ميزان جهل و نادانى خود بكاهيم؟ اگر چنين است خداوندى كه علمش به همه چيز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس و همه چيز آگاه است، غيب آسمان و زمين را با علم بى‌پايانش مى‌داند، چرا امتحان مى‌كند، مگر چيزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟! پاسخ اين سؤال مهم را در اينجا بايد جستجو كرد كه مفهوم آزمايش و امتحان در مورد خداوند با آزمايشهاى ما بسيار متفاوت است. آزمايش‌هاى ما همانست كه در بالا گفته شد يعنى براى شناخت بيشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمايش الهى در واقع همان «پرورش و تربيت» است. توضيح اينكه در قرآن متجاوز از بيست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، اين يك قانون كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتيجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‌آزمايد، يعنى همانگونه كه فولاد را براى استحكام بيشتر در كوره مى‌گذارند تا به اصطلاح آبديده شود، آدمى را نيز در كوره حوادث سخت پرورش مى‌دهد تا مقاوم گردد. در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پرتجربه شبيه است كه دانه‌هاى مستعد را در سرزمينهاى آماده مى‌پاشد، اين دانه‌ها با استفاده از مواهب طبيعى شروع به نمو و رشد مى‌كنند، تدريجا با مشكلات مى‌جنگند و با حوادث پيكار مى‌نمايند در برابر طوفانهاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ايستادگى به خرج مى‌دهند تا شاخه گلى زيبا يا درختى تنومند و پرثمر بار آيد كه بتواند به زندگى و حيات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد. سربازان را براى اينكه از نظر جنگى نيرومند و قوى شوند به مانورها و جنگهاى مصنوعى مى‌برند و در برابر انواع مشكلات تشنگى، گرسنگى گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار مى‌دهند تا ورزيده و آبديده شوند. و اين است رمز آزمايشهاى الهى. قرآن مجيد به اين حقيقت در جاى ديگر تصريح كرده مى‌گويد ﴿وَ لِيَبْتَلِيَ اللَّهُ ما فِي صُدُورِكُمْ وَ لِيُمَحِّصَ ما فِي قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ﴾ «او آنچه را شما در سينه داريد مى‌آزمايد تا دلهاى شما كاملا خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است»(4). امير مؤمنان على × تعريف بسيار پرمعنى در زمينه فلسفه امتحانات الهى دارد مى‌فرمايد: و إن كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التى بها يستحق الثواب و العقاب «گرچه خداوند به روحيات بندگانش از خودشان آگاهتر است ولى آنها را امتحان مى‌كند تا كارهاى خوب و بد كه معيار پاداش و كيفر است از آنها ظاهر گردد»(5). يعنى صفات درونى انسان به تنهائى نمى‌تواند معيارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در لابلاى اعمال انسان خودنمائى كند، خداوند بندگان را مى‌آزمايد تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كيفر او گردند. اگر آزمايش الهى نبود اين استعدادها شكوفا نمى‌شد و درخت وجود انسان ميوه‌هاى اعمال بر شاخسارش نمايان نمى‌گشت و اين است فلسفه آزمايش الهى در منطق اسلام.(6) 6. لُبّ پاسخ تقديم شما شد. اما در پايان به عرض مي رسانيم كه شما در پرسش خود برخي امور را جزو مسلّمات دانسته ايد درحالي كه چنين نيست: 1-6. فرض مسلّم شما آنست كه خداي متعال تنها بخاطر خوردن يك سيب حضرت آدم × و به تبع ايشان ذريه ايشان تا قيامت را از بهشت اخراج كرد به گونه اي كه اگر سيبي در كار نبود خداي متعال از خير آوردن بني آدم به زمين مي گذشت. اما آيا به راستي گمان مي كنيد خداي حكيم كه همه اصناف موجودات را از جن و ملك و جماد و نبات و حيوان و عوالم بي كران را خلق كرده از آفرينش خليفه اي بر روي زمين كه جامع صفات حيواني و ملكوتي است، چشم پوشي مي كند؟! ضمن آن كه شما داستان هبوط آدم به زمين را داستاني واقعي دانسته ايد. اما طبق يك نظريه مهم و مطرح، اين داستان تمثيلي و نمادين است. درباره داستان هبوط حضرت آدم × بحث ها و پرسش های بسیاری مطرح شده که پاسخ آن به صورت مفصل در کتابهای تفسیری و کلامی آمده است. مراجعه شود به: تفسیر المیزان و ...(7) 2-6. فرض ديگر شما آنست كه بناست انسان ها در سير صعودي و تكاملي به همان بهشت حضرت آدم × در قوس نزول بازگشت كنند. اين مطلب نيز مورد پذيرش نيست. اساسا توصيفات قرآن از بهشت حضرت آدم × با توصيفات قرآن از بهشت برين قيامت متفاوت است. براي تفصيل به كتب تفسيري ذيل آيات مربوط به داستان حضرت آدم × مراجعه فرماييد. 3-6. شما مسلم دانسته ايد كه كشته شدن ميليون ها انسان، نقض غرض خلقت و امري خنده دار است. دقت بفرماييد براي قضاوت درباره يك فرآيند لازم است از ابتدا تا انتهاي آن را به دقت ملاحظه كنيم تا در صدور حكم دچار اشتباه نشويم. كشته شدن انسان ها امري قبيح و ناپسند است و همين امر بود كه اعتراض ملائكه را نيز برانگيخت اما اگر صرفا به همين آلودگي توجه كنيم و بقيه نكات مثبت را نبينيم دچار اشتباه محاسباتي شده ايم.


منابع و مراجع:

1- غافر/ 64. 2- يونس/ 99. 3- يكصد و هشتاد پرسش و پاسخ، آیت الله مکارم شیرازی، ص539. 4- آل عمران- 154. 5- حكمت 93 نهج البلاغه. 6- تفسير نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج 1 ص 526. براي مطالعه بيشتر، نك:‌ الف) آيت الله مصباح يزدي(ره)، طوفان فتنه و کشتی بصیرت، فصل اول، به ويژه ص28 به بعد. قابل دسترسي در آدرس: https://mesbahyazdi.ir/node/4677/%D9%81%D8%B5%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84%D9%81%D8%AA%D9%86%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%87%DB%8C-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%D9%88-%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB ب) خدا‌شناسی (مجموعه کتب آموزشی معارف قرآن 1) درس هفدهم: هدف از آفرینش جهان و انسان، قابل دسترسي در آدرس: https://mesbahyazdi.ir/node/5520/%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D9%87%D9%81%D8%AF%D9%87%D9%85-%D9%87%D8%AF%D9%81-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%B4-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86 7- براي نمونه نك: http://lib.eshia.ir/50081/1/212/%D8%AE%D9%84%D8%AF -------------------- منبع: www.abp-miftah.com


پاسخ های ارائه شده لزوماً منعکس کننده نظر مجمع جهانی اهل البیت (علیهم السلام) نمی باشد
نام
ایمیل
متن نظر