متن سؤال:

چرا بعضی ها از عایشه بدشان می آید و از وی تنفر دارند؟


تعداد بازدید: 357    دسته بندی: همسران پیامبر صل الله علیه و آله         
پاسخ:

تاکنون در هیچ کتاب و مقاله و نوشته ای ندیده¬ ايم و از کسی نشنیده¬ ايم که مسلمانی از شخص عایشه به عنوان همسر نبی مکرّم و ام المؤمنین کراهت داشته باشد آن چیزی که مورد کراهت و تنفر جمعی از صحابه و اهل بیت (ع) و پیروان آنان است عملکرد نادرست و بر خلاف قرآن و سنتی است که عایشه مرتکب آن شده است. به برخی از کارهای نادرست عایشه توجه کنید. اذیت رسول خدا (ص) : در قرآن و سنت گزارش های فراوانی آمده است که عایشه رسول خدا (ص) را مورد آزار و اذیت قرار داد ، به چند نمونه اشاره می کنیم . نمونه اول : بر پایه گزارش قرآن کریم رسول خدا (ص) به یکی از همسران خود یعنی حفصه - دختر عمر بن الخطاب - سخنی سرّی و رازی مگو فرمود ، لیکن حفصه بر خلاف دستور پیامبر (ص) آن را برای عایشه افشاء کرد «وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِيُّ إِلى‌ بَعْضِ أَزْواجِهِ حَديثاً فَلَمَّا نَبَّأَتْ بِه‌ ...» تحریم ، آیه 3 آنگاه حفصه و عایشه دست بدست هم دادند و بر ضد رسول خدا (ص) به توطئه چینی پرداختند ، از این رو خداوند نخست آن دو نفر را مورد توبیخ قرار داد و فرمود : شما از مسیر حق منحرف شدید، توبه کنید.« إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما ... » سپس آن دو نفر را از دو جهت مورد تهدید قرار داد . جهت اول : وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْريلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهير / تحریم، آیه4. و اگر بر ضدِّ پيامبر به يكديگر كمك دهيد [راه به جايى نخواهيد برد]؛ زيرا خدا و جبرئيل و صالح المؤمنین [كه على بن ابى‌طالب است‌] يار و یاور اويند، و فرشتگان نيز پشتيبان او خواهند بود. جهت دوم : خداوند آن دو را به طلاق تهدید می کند و می فرماید : اگر راه توطئه را ادامه دهید و رسول خدا (ص) شما را طلاق دهد همسرانی از هر جهت بهتر از شما نصیب او خواهد کرد ، و بعد با ذکر صفات و ویژگی هایی برای همسران جایگزین به کنایه گوشزد می کند که شما فاقد این صفات هستید و خوب همسر داری نکردید. " عَسى‌ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَكُنَّ أَنْ يُبْدِلَهُ أَزْواجاً خَيْراً مِنْكُنَّ مُسْلِماتٍ مُؤْمِناتٍ قانِتاتٍ تائِباتٍ عابِداتٍ سائِحاتٍ ثَيِّباتٍ وَ أَبْكارا " / تحریم، آیه5. نمونه دوم : خداوند مي‌فرمايد: يا ايها الذين امنوا لا ترفعوا اصواتكم فوق صوت النبيّ (1) ولي عايشه برخلاف فرمان خدا بر سر رسول‌خدا صلی الله علیه و آله جيغ و فرياد مي‌كشيد.روزی ابوبكر خدمت رسول خدا (ص) رسيد، ديد عايشه با داد و فرياد در حال هجمه و اهانت به نبي‌خدا (ص) است و مي‌گويد: به خدا قسم مي‌دانم كه علي نزد تو از من و پدرم بهتر است. (2) توهین و تشکیک : عبدالرزاق صنعانی روایت می کند روزی رسول خدا (ص) از گفتار و رفتار اهانت آميز عايشه بسيار آزرده خاطر شد ، چاره‌اي نديد جز اين كه موضوع را با پدرش ابوبكر در ميان بگذارد. وقتي رسول خدا (ص) مطلب را براي ابوبكر بيان می كرد، عايشه در حضور پدرش كلمات زشت و اهانت آميزي به پيامبر (ص) گفت. يكي از حرف‌هايش اين بود: تو كه گمان مي‌كني پيامبري! و خود را رسول خدا مي‌پنداري، پس در گفتار و رفتارت عدالت را رعايت كن! ... ابوبکر وقتی این توهین را از دخترش شنید ،طاقت نیاورد ، از جا برخاست و سیلی محکمی بر گونه دخترش زد. (3) در روایت دیگری آمده است که عایشه به رسول خدا (ص) فرمود : ألست تزعم أنك رسول الله ؟!، مگر تو خیال نمی کنی رسول خدا هستی، پس چرا عدالت را رعایت نمی کنی؟! پیامبر (ص) فرمود: «أو في شك أنت يا أم عبد الله» آیا در رسالت و نبوت من شک داری ؟ دنباله ماجرا را عایشه این گونه نقل می کند: همین که پدرم صدای مرا شنید، عصبانی شد و به سمت من آمد« فلطم وجهي فقال رسول الله (ص) مهلا يا أبا بكر! » پس آن چنان لطمه و سیلی به صورتم زد که صورتم زخم شد .رسول خدا (ص) فرمود: ابوبکر ، آهسته تر ، چه کار می کنی! پدرم گفت: يا رسول الله أما سمعت ما قالت» (4 ) یا رسول الله ! آیا نشنیدی که او به شما چه گفت؟ لعن خلیفه سوم و دستور قتل وی توسط عایشه : کار عایشه عجیب است. او از یک سو عثمان – خلیفه سوم – را مورد لعن شدید قرار می دهد و به مردم می گوید او را بکشید و هنگامی که می شنود مردم عثمان را کشتند اظهار خوشحالی و شادمانی می کند ، و می گوید: «ابعده الله ! ذلك بما قدمت يداه ، وما الله بظلام للعبيد» ( 5 ) خدا او را لعنت كند و از رحمت خويش دور سازد! اين‌گونه مرگ و كشته شدن جزا و كيفر كارهاي نادرستي است كه او انجام داده است، خدا به بنده‌اش ظلم نمي‌كند! مورخان اهل‌سنت نوشته‌اند: هنگامی که عايشه شنيد عثمان کشته شد به قصد مدینه از مکه خارج شد. در بین راه ابن ام‌كلاب را دید از او پرسيد: از مدينه چه خبر داري؟ پاسخ داد: عثمان را كشتند.عایشه گفت:بُعدا و سُحقا ( 6) ، یا گفت : «ابعده الله» (7) یعنی خدا او را بکشد و از رحمت خود دور کند ،خوب، بعدش چه شد؟ گفت: مردم بهترين كار را به بهترين صورت انجام دادند. يعني با علي بن ابيطالب (ع) بيعت كردند. همين كه عايشه شنيد مردم با امام علي (ع) بيعت كردند، از شدت ناراحتي گفت: اي كاش آسمان فرو می ریخت، و هرگز اين كار به دست علي درست نمي‌شد.یک انگشت عثمان از همه وجود علی بهتر است. (8) و یک روز عثمان بر همه عمر علی برتری دارد ، (9) سپس گفت: «ردوني ردوني فانصرفت إلى مكة وهي تقول قتل والله عثمان مظلوما والله لأطلبن بدمه» (10) ابن ام کلاب گفت: شگفتا! چرا فورا حرف و عقیده خود را با شنیدن اسم علی علیه السلام تغییر دادی؟ به خدا سوگند که امروز در آسمان و زمین فردی بزرگوارتر و گرامی تر از علی بن ابیطالب علیه السلام نزد خدا نیست.تو چرا از ولایت علی (ع) تنفر داری؟ (11) عجیب است! مگر تو همان کسی نیستی که نسبت به عثمان موضع خصمانه داشتی و او را به پیر خرفت یهودی به نام نعثل تشبیه می کردی و بارها به مردم می گفتی : «اقتلوا نعثلا فقد كفر» (12) و گاهی می گفتی : " اقتلوا نعثلا فقد فجر" (13) و مگر تو نمی گفتی: " اشهد انّ عثمان جیفه علی الصراط غدا " (14) عايشه چون دید جوابی ندارد گفت: قد والله قلت... (15) ولي عثمان بعد توبه كرده بود! ابن ام‌كلاب پس از شنیدن حرف های عایشه و تغییر موضع فوری وی در مورد عثمان پس از شنیدن بیعت مردم با علی علیه السلام در همان جا اشعار زير را سرود و در پيش عايشه خواند. فمنك البداء ومـنك الغير ومنك الرياح و منك المطر وأنت أمرتِ بقتل الإمـام وقـلتِ لنـا إنّـه قـد كـفر فهبنا أطعناك في قـتـلـه وقاتله عـنـدنـا مـن أمـر (16) گزارش ابن ابی الحدید: ابن ابی الحدید شافعی معتزلی می نویسد : عایشه چون فکر می کرد که بعد از عثمان، طلحه قدرت را در دست می گیرد، و شکی در این مورد نداشت، (17) گفت: مرا به مدينه ببرید تا در شادي مردم به خاطر كشتن عثمان حضور داشته باشم، اما از سویی دیگر در مسیر بازگشت از مکه همین که ‌فهمید مردم بر خلاف انتظارش با علي بن ابيطالب (ع) بيعت كردند خشمگینانه مسیر حرکت خود را به سمت مکه تغییر می دهد و می گوید : حاضر نيستم يك روز زنده باشم و حكومت علي (ع) را ببينم، مرا مجددا به مكه برگردانيد! من وارد مدینه ای نمی شوم که علی (ع) حاکم آن باشد. (18) گزارش فخر رازی : فخر رازی موضع عایشه در برابر عثمان را این گونه گزارش داده است : " تا زمانی که عثمان زنده بود عایشه برای تحریک مردم تمام تلاش و توان خود را بر ضد او به کار می گرفت و می گفت: أيها الناس هذا قميص رسول الله (ص) لم يبل وقد بليت سنته اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا، اما می بینیم که عایشه با این موضعگیری های تند و تیزش ، یکباره خونخواه و طرف دار عثمان می شود. فخررازی در ادامه می نویسد: ثم إن عائشة ذهبت إلى مكة فلما قضت حجها وقربت من المدينة أخبرت بقتل عثمان فقالت : ثم ماذا؟ فقالوا بايع الناس علي بن أبي طالب فقالت عائشة: قتل عثمان والله مظلوما وأنا طالبة بدمه ، والله ليوم من عثمان خير من علي الدهر كله !! عبید بن ام کلاب که شاهد همه موضعگیری های عایشه بود و خبر کشته شدن عثمان و بیعت مردم با علی(ع) را نیز او به عایشه داده بود ، از تغییر موضعگیری فوری عایشه شگفت زده می شود و می گوید: ولم تقولين ذلك؟ فوالله ما أظن أن بين السماء والأرض أحدا في هذا اليوم أكرم على الله من علي بن أبي طالب فلم تكرهين ولايته؟ ألم تكوني تحرضين الناس على قتله؟ فقلت اقتلوا النعثل ثنا فقد كفر، فقالت عائشة : لقد قلت ذلك ثم رجعت عما قلت» (19) گزارش یعقوبی : یعقوبی می نویسد: عایشه به مروان حکم که از او خواسته بود از عثمان دفاع کند گفت : لعلک تری انّی فی شک فی صاحبک؟ اما والله لَوددت انه مقطع فی غرارة من غرائری و انی اطیق حمله فاطرحه فی البحر (20) تو خیال می کنی که من در مورد (ظالم یا کافر و فاجر بودن) دوستت عثمان شک دارم؟ به خدا سوگند دوست دارم او تکه تکه شود و من قطعات جنازه او را در خورجین بگذارم و با دستانم به دریا بیندازم! مخالفت عایشه با فرمان خدا و رسول (ص): يكي از وظايف ويژه‌اي كه قرآن كريم، بر اساس آيه شريفه «وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ» (21) براي همسران رسول‌خدا (ص) ذكر كرده، ماندن در خانه (مگر براي كارهاي ضروري) و عدم حضور در فعاليت‌هاي سياسي و اجتماعي و نظامي است، تا بازیچه دغل بازان در عرصه‌هاي مختلف قرار نگيرند و باعث ضربه زدن به اسلام و آبرو و حيثيت رسول‌خدا (ص) نگردند. همة زنان و همسران پيامبر (ص) از فرمان خدا اطاعت كردند جز عايشه. او گاهي سوار بر شتر مي‌شود و شهرها را از مدينه تا مكه و از مكه تا بصره عراق پشت سر مي‌گذارد و با نامحرم‌ها نشست و برخاست مي‌كند. جلسات و شوراهاي جنگي بر ضد خليفه رسول‌خدا(ص) تشكيل مي‌دهد! و فرماندهي جنگ جمل را در بصره به عهده مي‌گيرد که نتیجه اش کشته شدن هزاران نفر از صحابه و تابعین است، از سويي ديگر سوار بر قاطر می شود و فرماندهی گروهی از بنی امیه را دارد که تابوت سبط اکبر یعنی حسن بن علي (ع) را تیر باران می کردند. ابوالفرج اصفهانی شافعی می نویسد: «لما أرادوا دفنه ركبت عائشة بغلا واستنفرت بني أمية مروان بن الحكم ومن كان هناك منهم ومن حشمهم وهو القائل : فيوما على بغل ويوما على جمل» (مقاتل الطالبیین،ص49) برای آگاهی از عصیان عایشه نسبت به فرمان خدا و رسول (ص) کافی است فتنه جنگ جمل را مطالعه کنید. داستان فتنه جنگ جمل: رسول خدا (ص) ضمن هشدار به امت نسبت به سه جنگی که در زمان خلافت امیرالمؤمنین (ع) تحت عنوان « ناکثین و قاسطین و مارقین» پیش می آید ، به همه اعلام می کند که : علی(ع) و همراهان آن حضرت بر حق و کسانی که در جبهه مخالف آن حضرت هستند،باطل ، طاغی، ظالم و فتنه گرند، و به طور خاص به عایشه و زبیر می فرماید: از خدا بترسید، در برابر علی(ع) قرار نگیرید و با او مخالفت نکنید .( 22 ) عایشه پس از آن که فهمید مردم بعد از قتل عثمان امیر المؤمنین (ع) را جهت خلافت و امامت برگزیدند از رفتن به مدینه منصرف شد و به مکه بازگشت. او جهت برافروختن آتش جنگ بر ضد امام (ع) با افراد زیادی از بنی امیه و غیر آن به صورت فردی و جمعی جلسه و مذاکره داشت ، دوگزارش زیر را ملاحظه فرمایید. گفتگوی عماریاسر با عایشه : عایشه پس از خروج بر ضد امیرالمؤمنین (ع) جهت ترقیق قلوب مردم و احساساتی کردن موضوع از ترفند گریه استفاده کرد و با گریه می گفت:عثمان کشته شد خدا او را رحمت کند ، عمار به عایشه گفت : بالامس تحرضیین علیه الناس والیوم تبکینه؟! (23) گفتگوی ام ‌سلمه و عايشه : عایشه برای جلب نظر ام سلمه – همسر رسول خدا (ص) – جهت همراهی در جنگ با امیر المؤمنین (ع) نزد او رفت. ام سلمه که از حرف های عایشه تعجب کرده بود خطاب به او گفت : «يا بنت أبي بكر: أبدم عثمان تطلبين؟ فوالله إن كنتِ لأشد الناس عليه و ما كنتِ تدعينه إلا نعثلاً! أم‌على علي ابن أبي طالب تنقمين؟ و قد بايعه المهاجرون و الأنصار ...!(24) آنگاه به عایشه گفت : آيا يادت مي‌آيد كه ما همسران پيامبر (ص) روزي در خانه حفصه جمع شده بوديم در این هنگام رسول خدا صلی الله (ص) وارد شد و كنار تو نشست، و در حالي كه با دستش بر پشت تو مي‌زد، فرمود: امت من به خاطر تو روز تلخي را در پيش دارد. آيا اين خاطره را به ياد داري؟ عايشه گفت: آري به ياد دارم. (25) سپس گفت : آيا يادت هست روزي من و تو نزد رسول خدا (ص) بوديم ، حضرت فرمود: اي كاش يكي از شما صاحب " جمل" نمي‌شد و سگ‌هاي محله " حوأب " بر او پارس نمي‌كرد، شما وقتی این خبر را شنیدی ، خندیدی اما من عرض كردم: اي رسول خدا، از اين حادثه شوم به خدا و رسولش پناه مي‌برم! قضيه چيست؟ حضرت دست مبارك خويش را بر پشت تو زد و دو بار فرمود: «انظری یا حمیرا لاتکونین هی» ، عايشه گفت: آري يادم هست. (26) ولی با این وصف عایشه سوار بر " جمل" شد و رهبری کاروان مخالفان و دشمنان اهل بیت (ع) به سمت بصره را بعهده گرفت . آنان در مسير خود هنگامی که به آب محله «الحوأب» رسیدند و سگ‌هاي زيادي به آن‌ها حمله ور شدند ، به یاد سخن رسول خدا (ص) افتاد و گفت : انّي سمعتُ رسول الله ( ص ) يقول: كأني بكلاب ماء يدعي الحوأب، قد نبحت علي امرأۀ مِن نسائي و هي في فئة باغية، لعلّك انتِ يا حميراء؛ » من از رسول خدا ( ص ) شنیدم که می فرمود : گويا سگ‌هايي را در اطراف آب«حوأب» می بینم که به يكي از زن‌هاي من، حمله و پارس مي‌كنند در حالي كه آن زن در ميان گروه ستمگر و متجاوز قرار گرفته است. بعد حضرت رو كرد به من و فرمود: اي حميرا ! برحذر باش از این که آن زن تو باشی » ( 27) و در نقل دیگری آمده است که رسول خدا (ص) فرمود: " یا حمیرا کانی بک تتبحک کلاب الحوأب ثم تقاتلین علیا و انت له ظالمة " (28) شورش بر ضد امیرالمؤمنین (ع): هنگامی که کاروان فتنه گران به بصره نزدیک شدند حاکم بصره یعنی محدث و صحابي بزرگوار عثمان بن حنیف نمايندگاني نزد آنان فرستاد تا از نيت آنان با خبر شود. پاسخ آنان اين بود كه عثمان مظلومانه كشته شد و ما براي خونخواهي عثمان اين جا آمده‌ايم. نمایندگان حاکم گفتند : چرا بصره،عثمان كه در اینجا كشته نشد؟ عثمان جلوي چشمان شما در مدينه كشته شد، چرا آن جا مانع كشته شدن وي نشديد؟ (29) عايشه گفت: مي‌دانم كه مردم بصره در ريختن خون عثمان دخالتی نداشتند اما من آمده‌ام در اینجا نهضتی به پا كنم و مردم بصره را بر ضد علي بشورانم و او را تسلیم خواسته های خود کنیم.!! يكي از نمايندگان ابن حنيف به عايشه گفت: بر اساس آیه «و قرن في بيوتكنّ» شما مأمور به ماندن در خانه هستید، تحمل خون عثمان از تحمل مخالفت با فرمان خدا و رسول (ص) آسان تر است. ديگري گفت: شما ناموس رسول خدا (ص) هستي، حضرت به تو امر كرد كه در خانه ات بمان، به تلاوت كتاب خدا مشغول باش، جنگ و جهاد و طلب خون اين و آن براي زن‌ها نيامده است. جارية بن قدامة گفت: اي ام‌المؤمنين! تحمل قتل عثمان براي ما به مراتب سهل و آسان‌تر است از اين كه با ترك خانه خود، حرمت رسول‌الله (ص) را هتك نموده ای و حجاب و حرمتي را كه خداوند براي حضرت قرار داده بود، پاره نموده‌اي. ( 30) ابن حنیف به عایشه و طلحه و زبیر گفت : پس صبر کنید امیر المؤمنین (ع) درراه است ، او بیاید شایدشما را راضی کند و خونی ریخته نشود، آنان پذیرفتند. فتنه جمل صغیر و جنایات جمَلی ها پیش از آمدن علی (ع) به بصره: هنگامی که کاروان عایشه وارد بصره شدند، مردم دور آنان را گرفتند برخی مي‌پرسيدند: برای چی وارد بصره شدید؟ پاسخ می دادند: برای خونخواهی عثمان،مردم به آنان گفتند: والله ما قتل عثمان غیرکم ، (31) به خدا سوگند عثمان را غیر شما کسی نکشته است، عثمان را خودتان کشتید بعد به بصره لشکر کشیدید و دیگران را متهم می کنید؟ فتنه گران با وجود تعهدی که داده بودند صبر کنند تا علی (ع) بیاید پیش از آمدن آن حضرت شبانه هجوم بردند عثمان بن حنيف و هفتاد نفر از نگهبانان بيت‌المال را اسير كردند و نزد عايشه بردند، به دستور عایشه موهاي سر و صورت و ابروها و مژه‌هاي عثمان بن حنیف صحابی را كندند و او را، پس از زدن و شكنجه كردن و حبس نمودن از بصره اخراج كردند. (32) و گردن هفتاد نفر دیگر را زدند و سرشان را بريدند. افزون بر اين جنايت فجيع ، دست و پاي پنجاه نفر ديگر را بستند و آنان را همانند گوسفند سر بريدند. آن ها تنها در مسجد بصره چهل نفر از شيعيان علي (ع) را كشتند. (33) فتنه گران همه افراد دو قبیله عبد قیس و ربیعه و صحابی گرانقدر حکیم بن جبله و پسرش و برادرش را به شهادت رساندند. و بالاخره قبل از ورود علي (ع) سران فتنه حدود چهار صد نفر از مردم مسلمان بصره را با طرز فجيعي کشتند و عده‌اي را نيز مجروح کردند. (34) نقض عهد و سرنوشت بیعت شکنان در قرآن طلحه و زبیر اولین بیعت کنندگان با علی (ع) در مدینه بودند که بیعت را شکستند و این دو نفر و عایشه با حاکم بصره یعنی عثمان بن حنیف پیمان بستند که تا آمدن علی (ع) صبر کنند ، اما پیمان را شکستند و خیانت کردند و شبانه به خانه حاکم بصره هجوم بردند و آن جنایات را مرتکب شدند. پرسشگر گرامی کافی است واژه های خیانت و نقض عهد را در قرآن استخراج کنید و ببینید از نگاه قرآن آنان چه جنایاتی مرتکب شدند و چه سرنوشت شومی خواهند داشت.عهد شکنان در آیات 26 و 27 بقره از « فاسقین» و در آیات 55 و 56 انفال به کفر متهم شدند از این رو در آیه 25 رعد می فرماید: وَ الَّذينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ميثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار. نتیجه عملکرد عایشه در فتنه جمل: محمود ابوريه ، در مورد تلفات انسانی جنگ جمل می نویسد: " کانت وقعة الجمل المشهوره التی قتل فیها عشرات الالوف من المسلمین " (35) دهها هزار نفر از مسلمانان در جنگ جمل معروف کشته شدند. ابن صباغ مالکی ضمن دردناک دانستن دو جنگ جمل و صفین می نویسد: " کل واحده منهما امر من الحنظل ...علی الوف من القتلی" در هر یک از این دو جنگ که تلخ تر از حنظل است، هزاران نفر کشته شدند.(36) دیدگاه فیلسوف انگلیسی در مورد عایشه: يك فيلسوف انگليسي به نام «ولز» می گوید: اگر عایشه نبود اسلام کل دنیا را فتح می کرد. «قال الفيلسوف الإنجليزي المشهور ولز الذي يعد في طليعة مفكري هذا العصر في كتابه «تجربة في التاريخ العام ـ في مبحث الاسلام» عن موقف عائشة مِن الحرب الداخلية، ما ترجمته: «إنّ الاسلام كاد يفتح العالم أجمع لو بقى سائراً سيرته الأولى، ولو لم تنشب في وسطه مِن أول الأمر الحرب الداخلية، فقد كان هم عائشة أن تقهر علياً قبل كلّ شیئ»؛ (37) کارنامه عایشه در روایات عایشه: اگر می خواهید بدانید که عایشه با دشمنی با اهل بیت (ع) و راه انداختن جنگ خونین بر ضد امیر المؤمنین (ع) که نتیجه آن ریخته شدن خون هزاران نفر از صحابه و تابعین بود چه کارنامه ای دارد عایشه به شما این گونه جواب می دهد. عایشه می گوید : رسول خدا ( ص) فرمود : " اِنَّ اللهَ قد عَهِدَ الیّ من خرج علی علیِّ فهو کافر فی النار " (37). عطاء می گوید مادرم از عائشة در مورد موقعیت و جایگاه علي (ع) پرسید،عایشه گفت: " ذلك خير البشر لا يشك إلا كافر " (39) او بهترین انسان است، جز کافر کسی در این حقیقت شک نمی کند. جابر و امیرالمؤمنین علیه السلام نیز همین حدیث را از رسول خدا (ص) نقل کرده اند . (40) عایشه هم چنین ابن عباس و ام سلمه و امام حسین بن علی (ع) از طریق مادرش از پیامبر اکرم (ص) نقل کرده اند که آن حضرت فرمود: «..هذا جبريل يخبرني أن السعيد حق السعيد مَن أحبّ عليّاً في حياته و بعد موته و إنّ الشقيّ كل الشقيّ مَن أبغض عليّاً في حياته و بعد موته» (41) پرسشگر گرامی آنچه از عملکردهای تنفر آمیز عایشه از قرآن و منابع اهل سنت نقل شده تنها اشاره ای به برخی تخلفات او بوده است.


منابع و مراجع:

1- سورة الحجر، الآية 2. 2- مسند احمد بن حنبل، ج4، ص275؛ سنن أبي داود، ج2، ص477. 3- عبد الرزاق الصنعاني، المصنف، ج11، ص322. 4- مسند أبي يعلى، ج8، ص131؛ الهيثمي، مجمع الزوائد، ج4، ص322. 5- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج6، ص216. 6- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص180. 7- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج6، ص215. 8- البلاذري، انساب الاشراف، ج2، ص218. 9- الفخر الرازي، المحصول، ج4، ص343. 10- تاريخ الطبري، ج 3، ص 477؛ سيف بن عمر الضبي، الفتنة ووقعة الجمل، ص 115. 11- الفخر الرازي، المحصول، ج4، ص343. 12- تاريخ الطبري، ج3، ص476 ؛ ابن الاثير، الکامل، ج3، ص206؛ محمود أبو رية، شيخ المضيرة، ص181. 13- ابن قتيبة، الامامة والسياسة، تحقيق: شيري، ج1، ص72، تفسير الآلوسي، ج22، ص11. 14- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج2، ص22. 15- ابن قتيبة، الامامة والسياسة، تحقيق: الزيني، ج1، ص51. 16- تاريخ الطبري، ج 3، ص 477، عبد الله بن عدي، الکامل، ج 3، ص 206. 17- ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغة، ج6، ص215. 18- ابن قتيبة، الامامة والسياسة، تحقيق: الزيني، ج1، ص47. 19- الفخر الرازي، المحصول، ج4، ص343- 344. 20- تاريخ اليعقوبي، ج2، ص175. 21- الأحزاب، الآية 34. 22- ابن کثير، البداية والنهاية، ج6، ص236؛ ابن حجر، فتح الباري، ج13، ص45. 23- ابن قتيبة، الامامة والسياسة، تحقيق: الزيني، ج1، ص47. 24- أبو جعفر الاسكافي، المعيار والموازنة، ص 27. 25- أبو جعفر الاسكافي، المعيار والموازنة، ص 27. 26- الخوارزمي، المناقب، ص176؛ تفسير الآلوسي، ج22، ص11. 27- الحاکم، المستدرک، ج3، ص119و ص 120؛ أبو جعفر الاسكافي، المعيار والموازنة، ص 55. 28- ابن الدمشقي، جواهر المطالب، ج 2، ص29. 29- ابن ابي ‌الحديد، شرح نهج‌ البلاغة، ج 9، ص 313. 30- ابن ‌قتيبة، الامامة والسياسة، ج 1، ص 60. 31- الحاکم، المستدرک، ج3، ص118. 32- المصدر السابق. 33- تاريخ الطبري، ج3، ص490. 34- ابن ‌قتيبة، الامامة والسياسة، ج1، ص62؛ تاريخ الطبري، ج3، ص490. 35- محمود أبو رية، شيخ المضيرة أبو هريرة، ص171. 36- ابن الصباغ المالکي، الفصول المهمة، ج1، ص348 37- محمود أبو رية، شيخ المضيرة أبو هريرة، ص 173. 38- القندوزي الحنفي، ينابيع المودة، ج2، ص 275. 39- القندوزي الحنفي، ينابيع المودة، ج2، ص 273. 40- القندوزي الحنفي، ينابيع المودّة، ج2، ص 274. 41- الطبراني، المعجم الكبير، ج 22، ص 415؛ المتقي الهندي، کنز العمال، ج13، ص146. ----------------------- www.abp-miftah.com


پاسخ های ارائه شده لزوماً منعکس کننده نظر مجمع جهانی اهل البیت (علیهم السلام) نمی باشد
نام
ایمیل
متن نظر